تبليغاتX
وب نوشته های محمد علی امجدیان

شعری که کمی دیر عنایت شد ...

 تقدیم به بیکرانه ترین اقیانوس عشق ، حضرت سید الشهدا (ع) :

وقتی که ذوق شاعـر بیچــاره زخـمــی است

وقتی نـبـود قـافــیـه در شـعـر ، حتمی است


 دیگر چـکونـه شـعــر بــگــویـم بــرای دوست

دیـگــر چــگـونــه راه روم پــا بـه پـای دوسـت


رنگـین شـدسـت مـیــکــده از جـوی خـون او

دیـــگــر چـــگـــونـــه آب بــنــوشـم بــدون او


پیوند این جهان ز عـزیـزی گـسـسـتـه است

گویا که پایه های محکم دنیا شکسته است


افـتاده اسـت خـیـمــه خــورشــید بـر زمـیـن

تـاریـک و تـار مـی شـود این خانه بعد از این


از ایـن غـروب سـرخِ تو هسـتـی طـلـوع کرد

پــایــان تـــو ســعــادت مــا را شــروع کـــرد


گرچـه تـمـام خـلـق ز مـرگــت یـتــیـم شــد

امــا صـــراط دیـن خـدا مــسـتـقـیــم شــــد

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 13:0  توسط محمد علی امجدیان  | 

سیاست نامه ! (اعلام بیزاری از آشوبگری های اخیر)

متاسفانه جریانات اخیر کشور و اقدامات عده ای آشوب طلب و نادان در این فضای ملتهب سیاسی ، کشور را به ورطه اغتشاشات و بی نظمی هایی غیر انسانی کشانده که هیچ انسان آزاده ای این اعمال زشت را توجیه و تایید نمی کند . این اعمال از طرف هر کس که میخواهد باشد زشت و زننده و محکوم است . فرقی نمی کند چه اصلاح طلب باشیم ، چه اصولگرا باید بصیرت این را داشته باشیم که تشنج و تنش اجتماعی بازخوردی جز ویرانی و خرابی برای ایران و سوء استفاده اجنبی ها در بر ندارد . من خود به عنوان کسی که در انتخابات به آقای میر حسین موسوی رای داده ام و به نقشه های راهبردی وی برای خدمت به ایران ایمان داشته ام ، اکنون هرگز اردوکشی های خیابانی منتسب به ایشان را تایید و توجیه نمیکنم و به شخصه از این اعمال خشونت طلبانه و هتاکانه اعلام برائت و بیزاری می کنم .

این حرفهایم مطلقا از سر ترس و تملق نیست . بنده معتقدم درد های فراوانی چه از نظر اقتصادی و چه از نظر فرهنگی در جامعه امروز ایران وجود دارد اما به عنوان یک "کارکرد گرا"ی مسلمان ایمان دارم که تنش و دامن زدن به تضاد اجتماعی هرگز دردی را دوا نمی کند .  در چنین شرایطی برای سران اصلاح طلب یا به اصطلاح جنبش سبز دو راه باقی مانده است . یا اینکه از اعمال وحشیانه عده ای آشوبگر که از طریق سرویس های تبلیغاتی غرب تغذیه می شوند برائت جویند یا اینکه رسما اعمال زشت آنها را تایید و توجیه نمایند . تا سیه روی شود هر که در او غش باشد . البته هنوز حجت بر من تمام نشده و اگر روزی این حجت تمام شود و کاملا مطمئن شوم که آقایان از این فضای خونین و ملتهب چندان بدشان هم نمی آید دیگر بنا را بر توصیه وحدت و آشتی ملی نمی گذارم . بلکه من نیز مانند دیگران برخورد سریع و قانونی را با این آقایان طلب می کنم . لکن اگر اکنون بخواهم بنا را بر خوشبینی بگذارم نمیتوانم پیشنهادی جز آشتی ملی و کنار گذاشتن کینه ها را برای برون رفت از این بحران ارائه دهم . اکنون در این نوشتار هم با همین دید قضیه را دنبال میکنم ...

من قصد داشتم و نیت کرده بودم که در گیر و دار های سیاسی وارد نشوم و در این باب روزه سکوت بگیرم که از سوی دوستان عزیزی در نظر های وبلاگ و برخی دیگر از عزیزانم در جاهای دیگر، دعوت به شکستن این روزه شدم . و روزه هم که می دانید اگر واجب نباشد ، با دعوت ، شکستنش جایز است . گرچه پیش از این ، انتقاد اصولی سرلوحه عملم  بوده اما بی آنکه خود را همفکر و همپیمان جریان خاصی بدانم عرض میکنم که : یقین کنید اگر سکوت کرده ام سکوتم از سر تنبلی و ترس نبوده بلکه از سر تردید است . تردید از اینکه کدامین رسالت است که لباس غرور بر تن کرده و برای ما خود را مشروع ساخته که این گونه با مهرورزی و آشتی دشمن شده ایم و اینگونه آرامش جامعه را به هم میریزیم . کدامین منفعت دنیوی و اخروی است که ما را بجان هم انداخته و اینچنین ما را آسیمه سر نموده . چه اندیشه ای و چه آرمانی است که دشمنی و کینه توزی متقابل را توجیه می سازد . همه ما یا مسلمانیم یا اقلا به یکی از ادیان حقه اعتقاد داریم کدامیک از رسولان و بزرگان ادیان  دستور داده اند که اینگونه به خون و مال برادران دینی خود تجاوز کنیم و بدیگر انسان ها بی محابا تهمت بزنیم و بر فضای پرتنش کشور دامن بزنیم و بد تر از آن به برخورد های خونین (شبه هولیگانیستی) مهر تایید بزنیم . من هرچه گشته ام در دین خویش بجز انصاف و گذشت و ایثار و مهرورزی و مهربانی ندیده ام . خشونت ، تنش ، آشوب ، و تهمت را هیچ دینی و هیچ مسلکی تجویز نمی کند .توهین به ادیان و مقدسات دیگران در هیچ مسلکی جایز نیست . عاشورا مقدس است . امام حسین مقدس است . آرامش جامعه مقدس است . حریم عمومی مقدس است .  جان مردم مقدس است . آبروی دیگران مقدست است .. ... چه بر سر ما آمده که در ردای مسلمانی اینگونه به خون هم و به خون مقدسات هم تشنه شده ایم و به یکدیگر توهین میکنیم و از هر طرف ویرانی را برای ایرانمان طلب می کنیم ، نمی دانم .

چرا با حرف هایمان و اعمالمان بر خرمن آماده سوختن کبریت میزنیم ؟ ... مگر قرآن را نخوانده ایم که میگوید حتی در حق بت پرستان هم نباید اهانت را جایز بدانیم . تازه ما از هر طیفی هم که باشیم باز طرفمان را از بت پرست بدتر نمیدانیم که این کارها را مجاز بدانیم . قرآن کریم خطاب به هم مسلمانان و بخصوص مسلمانان عصر ما می فرماید : و لا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدواً بغير علم کذالک زينا لکل امه عملهم
(هرگز به بت پرستاني که غير خدا را مي خوانند اهانت نکنيد زيرا آنان نيز به خداي شما از روي جهل اهانت مي كنند. اين چنين ما براي هر امتي عملشان را زينت داده ايم)
خوب البته طبیعی است که وقتی طرفین به یکدیگر و سران یکدیگر توهین کنند و کار را از حد بگذرانند ، به یکدیگر تهمت بزنند و به حقوق هم تجاوز کنند و یا صحنه خیابان ها را عرصه تلافی و تلاقی خویش قرار دهند نتیجه همینی میشود که میبینیم شده . برای برون رفت از این بحران ضروری است که رجوع کنیم به اصول اعتقادی و انسانی خود . وگرنه همچنان باید زندگی در ایرانی ملتهب را تا یک ناکجا آباد نامعلوم تجربه و تحمل کنیم .

ما که خود را شیعه علی (ع) میدانیم مگر در خطبه 240نهج البلاغه مولا نخوانده ایم که او درباره عثمان چه می گوید ؟ چرا عثمانی که چندان با علی راطه اش خوب هم نیست ، اینگونه مهربانانه از سوی مولا خطاب می شود که :« آنچنان براي تو خير خواهي کردم که مورد اتهام قرارگرفتم».(خطبه 240) این نگاه محبت آمیز امیر المومنین به عثمان از سر این نیست که او علاقه قلبی وافری به عثمان داشته باشد بلکه زمان شناسی و مدارا و قدرت تحمل مخالف آن حضرت را می رساند .

چرا ...

بقیه متن را در ادامه مطلب بخوانید ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 18:30  توسط محمد علی امجدیان  | 

تمام حرف من و حرف تمام من

اگر امیدی بود
اگر امیدی بود که می چشیدم در پس این پرده چه می گذرد ، حتی یک ثانبه هم اینجا نمی ماندم . می رفتم و می گذشتم  از این گندابه هوس آلوده . رها می شدم از این خاله بازی های زشت و نافرجام . آزاد می شدم از پهنای غرور . بال در می کشیدم از مرداب خود خواهی وحتی دگر خواهی های خودخواهانه  . پا در می کشیدم از باتلاق آرزو . قایقی می شدم ، رها بر بی کرانه دریا . نه دریای آبی که دریای سرخ و خونین "همیشه" . ماهی ای می شدم تنها در تالاب بی خیالی . پروانه ای می شدم که خاطره سوختن در ذهنش باقی نمی ماند . "ما گلچین تقدیر و تصادفیم"
من می ترسم
می ترسم از نگاه کردن . می ترسم از نگاه نکردن . می ترسم از ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 13:53  توسط محمد علی امجدیان  | 

قیام جاودانه

کتاب قیام جاودانه اثر گرانسنگ علامه محمد رضا حکیمی است که به شیوایی هر چه تمام تر به موضوع قیام امام حسین (ع) می پردازد . نگاه متفاوت و اصیل استاد حکیمی در این کتاب ، می تواند به مثابه چراغ روشنی در مسیر شناخت حقیقی امام حسین(ع) نور افشانی کند و در این سیر عرفانی همچون بارانی حیات بخش بر اندیشه های تشنه معرفت امام حسین (ع) ببارد . در این نوشتار برای شما عزیزان بخش هایی از افسوس های استاد را خواهم آورد :

در اینجانمی توانم از یادکرد افسوسی بس گران بگذرم . و آن افسوس بس گران این است که عاشورا ، هنوز هم ، چنانکه باید شناخته باشد شناخته نیست . دوست به گونه ای عاشورا را ننمایانده است ، و دشمن به  ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 6:0  توسط محمد علی امجدیان  | 

دوباره ماه ماتم آمد و دل غرق ماتم شد

"حسین «وارث آدم» - كه به بنى‏آدم زیستن داد - و «وارث پیامبران بزرگ» - كه به انسان چگونه باید زیست را آموختند - اكنون آمده است تا در این روزگار به فرزندان آدم چگونه باید مردن را بیاموزد ". آری که مرگ سرخ سزاوار تر و شیرین تر از زندگی ننگین است و آری که "شهادت نه یک باختن که یک انتخاب است" . انتخابی حقیقی بر مبنای آگاهی و شعوری کامل . و این شهادت برای شهیدان چه طعمی می تواند داشته باشد جز گوارا طعمی شیرین تر از عسل . و قافله سالار این واقعه عظیم چه کسی می تواند باشد جز آنکس که پس از تماشای حادثه سراسر خون، می گوید :"ما رایت الا جمیلا" .
ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 16:16  توسط محمد علی امجدیان  |